مؤلف مجهول

98

شرح قصيده برده ( فارسي )

[ بيت 103 ] 103 لا تعجبن لحسود راح ينكرها * تجاهلا و هو عين الحاذق الفهم تعجب مكن البتّه از براى حسودى كه گشت كه انكار كند آيات قرآن را از روى تجاهل ، و حال آنكه او نيك حاذق دانا و فهم‌كننده است . [ بيت 104 ] 104 قد تنكر العين ضوء الشّمس من رمد * و ينكر الفم طعم الماء من سقم بدرستى كه بسيار انكار مىكند چشم روشنايى آفتاب را از بيمارى گرفتن ، و انكار كند دهان طعم آب را از بيمارى . يعنى : تعجب مكن از براى حسودى كه گشته است منكر آيات قرآن ، در حالتى كه تجاهل‌كننده است ، و حال آنكه آن حسود نيك حاذق و نيك فهم‌كننده است ، تو ازين حال عجب مكن . بدرستى كه انكار مىكند چشم نور آفتاب را بواسطهء حجاب رمد ، و انكار مىنمايد دهن طعم آب شيرين را از جهت سقم و بيمارى . يعنى انكار حسود كمال بلاغت قرآن را بواسطهء مرض حسد است و اگر نه آثار اعجاز آيات بينات قرآن مجيد مانند انوار آفتاب جهان تاب ظاهر و لايح است . مصرع : هر ديده كه كج بيند عيب از نظرش باشد